ايرج افشار
356
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
من در مقابل اين اظهار دوستان نتوانستم جوابى بتراشم . ناچار خواهى نخواهى تن دردادم و تسليم شدم و گفتم هرچند سهو و نسيان در طبيعت آدمى فراوان است و جز اشخاصى كه هوش و حافظهء قوى خداداد داشته باشند ، اشخاص ديگر نمىتوانند همهچيز را به لوح خاطر بسپارند و دست تصرّف سهو و نسيان در آن راه نيابد . اين جواب من كه تا يك اندازه به مذاق ياران موافق افتاد آنان را واداشت بر اينكه از من بخواهند تا از خاطرات گذشته آنچه در نظر دارم و هنوز از خاطرم سترده نشده است بر روى كاغذ بياورم و نمونهاى از قضاياى دورهء پهلوى باقى بگذارم و چون دوستان من دراينباره اصرار فراوان داشتند و پىدرپى درخواست مىكردند من نيز به امتثال امر ايشان تصميم گرفتم كه به خزينهء محفوظات خود مراجعه كرده و از زواياى خاطر آنچه را كه برجا مانده است بيرون كشيده و بر اين صفحات نقل كنم . چون به قوهء ضبط و حفظ خود چندان اعتماد ندارم هنوز نمىدانم كه حقيقة مىتوانم قضايا را چنانكه بوده است و واقع شده است يادداشت كنم و آنچه مىنويسم با حقيقت امر مطابقت خواهد داشت يا نه ، و اللّه اعلم بالصواب . * * * من در اين يادداشتها كه مىكنم نمىخواهم از خوبى و بدى شخص پهلوى سخنى بگويم يا در صحّت و سقم اعمال و افكار او قضاوتى بكنم ، زيرا عقايد مختلف است و تنها نظر و عقيدهء شخص من براى قضاوتى چنين مهم كافى نيست . [ 6 ] پس من آنچه را كه در حيطهء اطلاع و چنتهء حافظهام باقى مانده است چنانكه ديده يا شنيدهام مىنويسم و تنها به شرح قضايا در حدود معلومات و مشهودات خود اكتفا مىكنم و قضاوت و اجتهاد را به اهل خرد و انصاف وامىگذارم و اميدوارم كه اگر سهو و خطايى افتاده و از قلم من لغزش و انحرافى ظاهر شده است چشم از خطاى من بپوشند و بر من خورده نگيرند . پيش از اينكه به شرح وقايع شروع كنم بىمناسبت نيست كه سرگذشت اولين ملاقات و آشنايى خود را با رضا شاه پهلوى به تفصيل برنگارم تا خوانندگان بدانند كه آشنايى من با او از چه تاريخ شروع شده است . [ 7 ]